سلام دوستان
سال پیش ماه رمضون بود بابام مارو برد رستوران ک افطارو مهمونش باشیم
این رستورانی هم ک ما رفتیم پله میخورد زیرزمین
آخر سر ک ما اومدیم از رستوران بیایم بیرون دیدیم کلی ادم دم رستوران ی پیر زنی هم نالان (ناله کنان)گفت کی با این پادرد این همه پله رو میخواد بره پایین؟!
من هم گفتم حاج خانم ی سینی بگیر بشین توش پله هارو لیز بخور
زنه هم انگار متوجه حرفم نشده بود گفت فدات شم عزیزم
همین لحظه حاضرین پقی زدن زیر خنده و مثل بمب ترکیدن
شمام اونجا بودی از حرف من و پیرزن هم نبود از خنده اطرافیان میخندیدی حتما;-)
ب افتخار بابام بزن لایکو. +1
نمایش مطلب شماره 85152
تاریخ انتشار : تير 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
10918
بازدید دیروز: 25329
کل بازدید: 532511952
بازدید دیروز: 25329
کل بازدید: 532511952










