تاریخ انتشار : تير 1392
پریروز رفتم داروخونه (اول رفتم دکتر) نسخه رو دادم و منتظر بودم که یه پیرزنه اومد تو یه 5 تومنی (5000 تومن) داد یه یارو (همون که اون جا کار میکنه؛خو چمیدونم اسمش چیه) گفت : مادر جون یه کرم حلزون بده ، بقیه شم بنداز صندوق صدقات .
پیرزنه :)))
یارو (همون که گفتم) :؟؟؟
من ...
ینی مدیونید اگه فکر کنید خندیدم ؛ دستم رو تا آرنج کردم تو دهنم که خندم نگیره ولی بعدش که میدونید چه صدایی دراومد ....پووووووووووووووو
فوش نده جانم بعدش پشیمون شدم که بهش خندیدم ...











.gif)
.gif)