تاریخ انتشار : تير 1392
داشتم واس يكي از كارام شعر ميگفتم(بععله خواننده هم هستم من نباشم كي بايد راه ياس رو ادامه بده كه؟) ديدم عروسگ گوسفندم(دختر نيستما ازاين لوس بازياهم خوشم نمياد همينجوري مخاطب خاص كه نداريم)ديدم گوسفندم اينجوري نيگاه ميكنه
0-○ خنديدم كارم رو ادامه دادم گفتم ازبس 4 جوك رفتم همه رو اينجوري ميبينم باز برگشتم ديدم نه واقعا اونجوريه رفتم ديدم بعله از وقتي شعرمو شروع كردم چشش شل شده اينجوري شه 0-○
شعرام عجب قدرتي داره نميدونستم؟











.gif)
.gif)