دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 84656

تاریخ انتشار : تير 1392

یکی از فانتزیام اینه برم با یه سنگ بزنم شیشه خونه دوس دخدرم رو بشکنم باباش بیاد جلو در بگیره بزن پرپرم کنه و من در حالیکه داره ازم خون زیادی میره و دوس دخدرم داره جلو در داره بهم هر هر بهم میخنده پاشم یه سنگ دیگه ایندفه تو صورت باباش پرت کنم، بعد اونم جا خالی بده بخوره تو سر دوس دخدرم بیفته در جا بمیره برم بالا سرش شر شر اشک بریزم،بگم عزیزم من قصد کشتنت رو نداشتم و یه هویی از صحنه قتل فرار کنم و در حال فرار یه کامیون پهن گوسفند از روم رد شه کتلت شم!
(چیه؟چرا نیگا میکنید؟انتظار چیزه دیگه رو داشتید؟مرگ به این رمانتیکی والا...(