تاریخ انتشار : تير 1392
بعد از عید سر کلاس هندسه بودیم این دبیر هندسه ما هم یه برج زهرمار متحرک بود اونروز انقدر اذیتش کردیم که با عصبانیت داد کشید: خیلی ازتون بدم میاد! کلاس ساکت شده بود که دوستم خیلی جدی و بلند گفت:دل به دل راه داره!!!
یعنی بچه ها داشتن در ودیوارو میجوییدن...منم داشتم فک دبیرو که مماس با زمین بود جمع میکردم!











.gif)
.gif)