دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 84612

تاریخ انتشار : تير 1392

یکی از فامیلا شام اومدن خونمون. منم خواستم کمک بدم رفتم منقل رو بیارم دیدم سنگینه به پسر فامیلمون گفتم: عمو بی زحمت میشه این منقلو بلند کنید دیدم پسره داره زیرزیرکی میخنده بعد گفت چشم!
خلاصه بعد شام مامانش گفت واسه پسرمون میخواییم دخترتونو خواستگاری کنیم!!!

اونوقت من به پسرشون گفتم عموووووو!!!
ببخشید افقو گم کردم کجا محو شم؟؟؟؟؟؟