تاریخ انتشار : تير 1392
فانتزی من ... فانتزی من اینه که .... اینه که ...
یه بار تو بازار خودمو گم کنم اسم منو پچ کنند ! بعد در حالیکه اشک تو چشام جمع شده بدوم به سمت انتظامات بعد بفهمم که اون دو تا آقا و خانم پدر و مادر واقعیم نیستم و بعد در حالیکه درحال محو شدن تو افق هستم یهویی یه دست رو شونه ام گذاشته بشه و یکی بهم بگه کثافت از خواب بیدار شو !











.gif)
.gif)