با دوستم رفتم كافي شاپ (تا حالا خيلي به خودم حال ميدادم يه بستني قيفي ميخريدم) يارو اومد گفت: خيلي خوش اومديد جناب، چي ميل داريد؟
يه نگاه به دوستم كردم اونم گفت: هرچي تو بگي.
هرچي منو رو زيرو رو كردم اسمي نديدم كه به نظرم آشنا بياد يا بدونم چيه!
با كمال خونسردي منو رو تحويل دادم و يه نگاه عاقل اندر سفيه بهش كردم و اونم خودكار رو گرفت دستش تا سفارش رو بنويسه، گفتم: عذر ميخوام، بستني خونك چى داريد؟
بعد ديدم دوستم صورتش قرمز شده و اشك تو چشاش حلقه زده و در معرض منفجر شدنه و همين مشخصات رو تو صورت گارسون هم ميشد ديد منكه تازه فهميده بودم چه گندي زدم خيلي فيلسوفانه چشم دوختم به منظره بيرون از پنجره و گفتم، پس دوتا قهوه لطفا.
يه نگاه انداختم به رفيقم بنده خدا مونده بود بتركه از خنده؟، آبرو داري كنه؟، همراه من به منظره خيره بشه؟...
اين شد كه ديگه از اون ببعد دور بستني قيفي رم خط كشيدم !!!
نمایش مطلب شماره 83878
تاریخ انتشار : تير 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
176
بازدید دیروز: 25329
کل بازدید: 532501210
بازدید دیروز: 25329
کل بازدید: 532501210










