دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 83764

تاریخ انتشار : تير 1392

یادش بخیر سوم راهنمائی بودیم اول سال معلم دوهفته دیر اومد ما بچه ها گروهک های تروریستیمون رو تشکیل داده بودیم. عاگا معلمه اومد غول بود بچه ها همه خفه بودن شرو کرد ب تهدید و توضیح کی بین حرفاش یکی از بچه ها سرفه کرد, معلم با تمام جذبش برگشت گفت کی بود؟کسی جواب نداد گفت: عب نداره شلوغ کن ولی بدون پیدات میکنم از قدیم گفتن ی بار جستی ملخک (اینو ک گفت بچه ها باهاش همراهی کردن)دُ بار جستی ملخک(همه باهم یکصدا)اومد بگه ک بار سوم تو دستی دید ما داریم میشماریم... سِ بار جستی ملخک - چهار بار جستی ملخک - پنج بار جستی ملخک ... همین جوری داشتیم ادامه میدادیم ک یکی از بچه ها ک صداش خوب بود با حالت دشتی پشت صدای بچه ها ک آرومتر جستن ملخک رو میشمردن شرو کردن با چه چهه مـــــــــلـــــــــــخــکــــــــــــ معلمه دیگه نتونست خودشو نگه دار زد زیر خنده و ایطو شد ک معلم رو دیگه جای تخته پاک کن هم حساب نکردیم
ヅ هویج シ