تاریخ انتشار : تير 1392
چند سال پیش یه روز با بابام رفتم آژانس املاک بنگاه داره داشت با تلفن حرف می زد بابام فکر کرد داره با اون حرف میزنه حالا مکالمه ایندو:
اون مرده:سلام خوبی؟
بابام:سلام مرسی شما خوبید؟
اون مرده:چه خبر؟
بابام:سلامتی
اون مرده:الان کجایی؟
بابام:ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در این لحظه بود که من چون چیزی برای گاز زدن پیدا نکردم صحنه حادثه رو ترک کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!











.gif)
.gif)