دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 83422

تاریخ انتشار : تير 1392

مامانم وقتی میاد تو ماشین هی میگه یواش برو... یواش... یا حسین! یا پیغمبر! سـامـان یواش مـادر!
حالا خداییش 80تاس همش!
چن روز پیش هی گف هی گف! منم گرفتم ماشینو زدم بغلٍ خیابون خاموشش کردم! گفتم: خوبه اصلن میخوای نرم؟! هل بدم؟
آقا مـامـانم پیاده شد که ماشین بگیره منم که افتادم به غلط کردن : مامان نوکرتم... مامان چیز خوردم! بیا بالا!
قهر کرد تاکسی گرفت رفت!
حالا شب اومدم خونه می بینم هی به خواهرکوچیکم میگه: خدا بهم رحم کرد!
من: چی شده؟
خواهرم: داداشی؟؟ خخخخخ! امروز که مامان باهات قهر کرده سواره تاکسی شده .. تاکسیٍ تصادف کرده!! خدارو شکر فقط ماشینش خسارت خورده!
مـامـانم: خدا ازش نگذره!! بی انصافٍ نامـرد انگار دنبالش کرده بودن انقد تند رفت!! خدا ازش نگذره!
من و خواهرم که ترکیده بودیم از خنده!
کلیـــدٍ اســـرار!!!!!!!
مامانمه ... تاجٍ سرمه...حالا قربونش برم دیگه سوار ماشین میشه هیچی به من نمیگه!