اول بگم که من چون تو دبیرستان رشتم ریاضی بود بچه های اشنا وفامیل و همسایه ها که ریاضیشون ضعیف بود به عنوان کلاس خصوصی میومدن پیشم (کلاس پنجم-ششم-وراهنمایی)
یه روز که از سرکار برگشته بودم مامانم اومد تو اتاقم و گفت:که امروز همسایمون اومد که اگه مهندس وقت داره به نوه ام یکم ریاضی یاد بده که پس فردا امتحان ریاضی داره!!!
به مامانم گفتم:مگه همسایمون نوه داره؟باشه اشکالی نداره فردا ساعت 6 بگو بیاد.
فرداش از سرکار برگشتم رفتم تو اتاقم دیدم یه دختره نشسته!منم هول شدم سریع پریدم بیرون.
به مادرم میگم این کیه؟
-نوه همسایمونه دیگه.
چهره من تو اون لحظه تماشایی بود.آخه من فکر میکردم پسره.
تازشم دوم ریاضی بود.
بهرحال کلاس به خیرو خوشی تموم شد.
فردا که رفتم بیرون دیدم دوتا از دوستام یه جوری نگام میکنن میگم چی شده؟
میگن مهندس مبارک باشه!!!
هنوزم دارم قانعشون میکنم که خبری نیست.
ولی دختر خوبیه.خدارو چی دیدی!!!؟؟؟
نمایش مطلب شماره 83259
تاریخ انتشار : تير 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
20659
بازدید دیروز: 19268
کل بازدید: 532496363
بازدید دیروز: 19268
کل بازدید: 532496363










