دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 83199

تاریخ انتشار : تير 1392

دوستم تعریف میکرد صبح ها برادرش میرسوندش دانشگاه اما انقدر تند رانندگی میکرده و با همه کل میزاشته و به کسی راه نمیداده که کلا دوستم چشماشو تو ماشین میبسته اما وقتی 1 پرنده رو زمین میدیده تو کوچه که داره دونه میخوره، شده 10 دقیقه هم واسش صبر میکرده و کار هر روزش بوده
یعنی تعادل و هماهنگی اخلاقیش تو حلقم
فکر کنم واسه همینه 35 سالشه هرجا میره بهش زن نمیدن