تاریخ انتشار : تير 1392
عاقا یه سال روز معلم رفیق ما ورداشته بود چند تا تخم مرغ سالم همراه تخم مرغ های پرشده آورده بود مدرسه......
وقتی معلم اومد اونا رو همراه بقیه تخم مرغها زدیم به دیوارو محتویاتش ریخت رو کت معلممون...
تازه بعدشم یکی از همکلاسی ها جوگیر شد و فشفشه اش رو پرت کرد و افتاد رو کت معلم بیچاره که پر از برف شادی بود وبا یک جرقه کت معلم آتیش گرفت...نبودید ببینید معلم چه بال بالی میزد وبالاخره کتشو درآورد و پرت کرد وسط کلاس...
اون روز از بس درو دیوارو گاز زدیم همه دندونامون ریخت .
یادش بخیر!!!!!!!











.gif)
.gif)