دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 82775

تاریخ انتشار : تير 1392

چند سال پيش با زن و شوهرى كه دوست خانوادگيمون محسوب ميشد رفتيم مسافرت بعد از يه روز به گوشمون رسيد كه عموى اين خانم فوت شده . يه روز گذشت شوهرش بهش هيچى نگفت ، روز دوم واسه ناهار رفتيم يه رستوران ، خانمه خوراك بره گرفته بود( گرون ترين غذا) و خلاصه داشت حال ميكرد! لقمه ى اخرى و نذاشته بود تو دهنش كه شوهرش گفت : سميه جان تو زندگى ، عموت به درد نميخوره ! من به دردت ميخورم !! عموت مرد كه مرد !!
حالا ما رو حساب كنيد ! نميدونستيم چيكار كنيم !! تسليت بگيم ؟! بخنديم ؟! به شخصه مستقيم وارد دسشويى شدم و زدم زير خنده!!
يعنى واقعا خبر دادن اين اقا تو حلق اون فيله كه بالاى صفحس :|