دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 80642

تاریخ انتشار : خرداد 1392

آقا اول از این که خاطره رو بگم باید به عرضتون برسونم که هر روز کوچه ی ما یه داستانی داره.
داستان امروز:داشتم با دوستام تو کوچه بازی می کردم،یکی از بچه ها(علی) رفته بود تمشک بچینه ولی به قول خودش فقط اون و دوستش(رضا) می دونستن تمشک ها کجان.آقا این رفت تمشک ها رو چید و اومد.یکی دیگه از دوستام (حمید)بهش گفت من میدونم تو کجا تشک می چینی.علی گفت تو رو خدا به کسی نگو.یکی دیگه از دوستام (محمد علی)گفت منم می دونم.
منم گفتم منم می دونم.
علی به من گفت اگه می دونی بگو کجاست؟گفتم فلان جا.
داد زد :رضا بیا پویا لو داد تمشک ها کجان.
بعد همه به جز من دویدن و رفتن تمشک بچینن.
منم اومد خونه و این خاطره رو برای شما نوشتم.
حال یک سوال:آیا من جای تمشک رو لو دادم؟به کی؟همه که می دونستن اون کجاست ولی تقصیر من این وسط چیه؟
آقا عباس یه راهنمایی بکن من چه جوری باید از شر اینا راحت شم؟