دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 80248

تاریخ انتشار : خرداد 1392

یه همکار داریم در دوران شیرین و طلایی نامزدی به سر میبره.

در این دوران طلایی با خار شوور (خواهر شوهر) میرن برا خریدن تزئینات خونه که مثلا بابی باشه برای صمیمیت بیشتر!!
خار شوورش دس میزاره رو یه دسته برگ مصنوعی میگه بخر خیلی خوشگله بزار رو هود آشپزخونه خیلی خوب میشه. بنده خدا خیلی تمایل نشون نمیده اما مخالفت هم نمی کنه که مثلا کدورتی پیش نیاد....

شب می خواد اس بزنه با نامزدش مشورت کنه که:
"من از این برگا که خواهرت میگه خیلییییی بدم میاد اونم هی میگه بخر چی کار کنم؟؟"
و در یک حرکت خارغ الاده اس رو میفرسته برای خود خارشوهر محترم :O

و از اینجا بود که داستان خارشوور و عروس شکل گرفت :D