تاریخ انتشار : خرداد 1392
اولین باری که رفتم یه رستوران سلف سرویس با چندتا از همکارام بود وقتی غذاها رو نگاه کردم همین طوری خشکم زذش اخه تا اون موقع غذای اونطوری ندیده بودم برای اینکه سه نکنم فقط مرغ کشیدم جلوترشم اب مرغ ریختم دیدم همکارام (یادم رفت بگم همشون خانم بودن)دارن میخندن تو دلم گفتم عاشق من شدن دیدم غذا نمیخورن تو چشمم زل زدن بهشون تاروف کردمو قاشق اول خوردم از دهنم اتیش زد بیرون من ساده لوح فکردم عاشقم شدن نگو به سوتیم میخندن چون اب مرغ فقط مال خونس اونم که ریختم سس فلفل بودش











.gif)
.gif)