من راهنمایی بودم یه نفر زنگ زده بود خونمون منم فک کردم شوهر خالمه میخواد سرکارم بذاره....
بهش گفتم حسن آقاخودتی فکر کردی نشناختمت خیلی ضایعی....
بعد اون بیچاره هی میگفت باباتون هست با اون کار دارم....
من میگفتم حالا چرا صداتو عوض نمیکنی حداقل صداتم عوض کن ، هی مدامم بهش میگفتم ضایع....
بعد اخرش بنده خدا دید اینقدر من خولو چل بازی در آوردم قطع کرد....
منم تا آخرین لحظه بهش میگفتم خودتی ضایع ایندفعه شناختمت....
بعد مامانم که اومدشماره رو نگاه کرد دیدکه همکار بابام بوده.....
حالا مارومیگی!!!
خداییش خیلی صداش شبیه بود......
نمایش مطلب شماره 79504
تاریخ انتشار : خرداد 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
11907
بازدید دیروز: 23794
کل بازدید: 532445821
بازدید دیروز: 23794
کل بازدید: 532445821










