تاریخ انتشار : خرداد 1392
منم اُعجوبه اى بودم برا خودم هاااا!!!!
يكى دو سالم كه بود خيلى از جارو برقى مى ترسيدم. هروقت توى پذيرايى بازى مى كردم مامانم ميومد جارو مى كرد مى ترسيدم مى دوييدم يه جاى ديگه!! اين مامان منم خوشش ميومد ميومد هرجا من بودمو جارو مى كشيد!!!^_^
البته يه ذره بعدش ديگه كاملا ترسم ريخت چون وقتى مامانم جارو مى كرد مى رفتم مى نشستم روى جارو D:
از ماشين سوارى مجانى لذت مى بردم!! ^_^
انقدهههه خوب بوووود :))











.gif)
.gif)