تاریخ انتشار : خرداد 1392
یه روز کلاس بودیم استاد هنوز نیومده بود و بچه ها داشتن هرکدوم واسه همدیگه چرت و پرت میگفتن
من میخواستم از اینطرف کلاس دوستمو که اونطرف کلاس نیشسته بودو صدا کنم
عاغا تا خواستم بگم (میلاد) یهو صدام گرفت گفتم میلغغغغغغغغغغد
چشتون روز بد نبینه بچه ها داشتن دنبال یه راهی میگشتن که
چجوری بخندن این همه خوشی هضم شه ;((











.gif)
.gif)