دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 78974

تاریخ انتشار : خرداد 1392

چندوقت پیش که هنوزمدرسه میرفتم داشتم برمیگشتم خونه نزدیک خونمون یه دبستانه گودزیلاهام تازه تعطیل شده بودن...دوتادخترگودزیلا(بخدااندازه ی هسته خرمابودن)دست هموگرفته بودن میرفتن
گودزیلای 1:میگم ساراچیکارکنم جوابشوبدم؟؟
گودزیلای 2:مگه دیوونه ای که جوابشوندی؟!عشق یه باردرخونه ی آدمومیزنه!!
منo-O
سارا(:
گودزیلا(:
اینابچه هستن عایا؟؟!!اونوقت من تاپارسال می نشستم جلوپنکه دستی می گفتم آآآآآآ صدام عوض میشدکلی ذوق میکردم!!!...