تاریخ انتشار : خرداد 1392
فانتزیم اینه اون دختره سپیده (تو داستان عشق دروغین) بیاد دفترم . ( دفترم یه زیر زمین سرد و تاریکه بیرون شهر ). یه کیسه بذاره جلوم بگه این هفته اینقدر پول از رضا و امیر و ... گرفتم اینا خدمت شما . یه نگاه بندازم بهش بگم این خیلی کمه اگه میخوای این جوری باشی از فردا نمیخواد بیای . سارا و یلدا وکیانا و بقیه سه برابر تو پول آوردن.
اگه اینجوری باشه نمیتونیم نسل پسرای دخترباز رو مقطوع کنیم
اگه اینا ور نیفتن دیگه واژه شوهر از ادبیات ما حذف میشه











.gif)
.gif)