تاریخ انتشار : خرداد 1392
یبارداشتم توخونمون شلوغی میکردم که یدفه مامانم عصبی شد گفت: پسربه این گندگی خجالت نمیکشی ازاینکارات کی میخوای آدم بشی
آبجیم ازاونطرف گفت این ادم بشه که من تنها میمونم
بیچاره آبجی کوچیکم میخواست پشتمو خالی نکنه ولی واسه سوتی که داده بود یه هفته خندیدم
لایک= شلوغی هم دراین تحریما یکم لازمه











.gif)
.gif)