دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 77854

تاریخ انتشار : خرداد 1392

سلام دوستانه گل خوبین امتحاناتو چیکار کردین
(بخونین اموزندس )

یه بار امتحان بتن 2 داشتم( دوستانه عمرانی میدونن که سخته )

منم هیچ نخونده بودم که یه دفعه ////////فکر پلیدی به ذهنم خطور کرد /////(((((دوستان میگن مگه تو ذهنیم داری اره یه خوردهای هست اگه ریا نشه))))
یکمی بتادین(
(از اینا که واس زخمه ))ریختم توی یه پلاستیک کوچولو بعد گذاشتم تو جیب پیرهنم بردم سر جلسه امتحان
امتحان که شروع شد.... شروع کردم به سرفه کردن کم کم شدیدتر سرفه کردم که مراقبه اومد گفت اقا چیزی شده که گفتم( نه) همین که مراقب از کنارم رد شد پلاستیک بتادینه رو جلو دهنم
گرفتمو پکوندمش و خودمو از روی صندلی انداختم ///
که مراقبا جمع شدن دورمو که رنگ خونو که دیدن وحشت کردن میخاسن زنگ بزنن اورژانس که گفتم نمیخاد خوب میشمو از این حرفا امتحان اونروز که پیچیدکه هیچی شایعه شده بود بین اساتید که من سرطان خون دارمو زیاد دووم نمیارم این ماجرا همانا معدل 17.64 شدن همانا
ای حال داد ای حال داد که نگو
حالا اونا ی که با این کار من حال کردین جیغ هوراااااااااااااااااااااااااااااااااا
مهندس مملکتیم دیگه سوتیا سوتیا