تاریخ انتشار : خرداد 1392
عآقآ ما رفته بودیم امتحان بدیم (خیر سرم!!) امتحانو که دادم داشتم برمیگشتم خونه , تو راه چند تا سنگ ریز خود به صورتم !! تو دلم گفتم خدایا شکرت که به چشم نخورد ! عاقا چند متر جلوتر نرفته بودم یه دسته زنبور ریخت رو سرم !! یکی نیش زد کنار چشم !! یغغغنی تو اجابت دعا موندم !!
الان دیگه 4 جوکو با یه چشم میبینم (._0)











.gif)
.gif)