دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 77565

تاریخ انتشار : خرداد 1392

سر امتحان چهاردست و پا افتادم رو برگم که یه وخ اون مراقبی که باهام لجه فک نکنه دارم تقلب میکنم.اونوخ یهو سرمو بلند کردم دیدم عین ازراعیل بالاسرم وایساده ذول(زول ضول ظول) زدم به دهنش ببینم چی میگه (آخه انقد که بلند حرف میزنه باید لبخونی کنی تا بفهمی چی میگه)
بعد چند روز تلاش طاقت فرسا فهمیدم میگه برگتو بذار جلو خودت.خوب شد کلتم همرام نبود وگرنه الان بچه هاش بی مادر شده بودن