دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 77114

تاریخ انتشار : خرداد 1392

بچه ها امروز مامانم هندونه برام برش زده بزرگ بزرگ فرستاد تو اتاقم تا بخورم منم داشتم زبان می خوندم.از اونجایی که من شیرازیم حسش نبود برش ها رو کوچیکتر کنم بعد بخورم.دهنم رو از شمال غربی تا جنوب شرقی همچی کش دادم تا بالاخره رفته تو دهنم حالا دهنه تکون نمی خورد همون موقع مامانم صدام میزنه.منم نمی تونستم جواب بدم یه دف قلقلی گفت: رن عمو من می رم ببینم چشه. عاقا اومده تو اتاقم اشاره می کنم سمت دهنم.اینم گفت فهمیدم.منم خوشحال شدم الان می ره به مامانم می گه الان میاد جوابتون رو می ده. نگو رفته بود پشت سرمن.
عاقا یه پس کله ای محکم زد بهم هر چی تو دهنم بود پخش و پلا شد رو کتابم!!!من: آخه آی کیو دارم اشاره می کنم سمت دهنما چرا می زنی خو؟
_ آخه فک کردم می گی یه چیزی تو دهنت گیر کرده!!!حالا هم پاشو زودی این بوووووووق کاری هات و جمع کن حالم بهم حورد!!!
دختر عموهه داریم ما؟عمو جون مطمئنی تیزهوشان درس می خونه؟!