چند روز پیش امتحان هندسه داشتیم ، منم خوب خونده بودم سریع همرو نوشتم.همینجور نشسته بودم وقت بگذره یه دفه یه فکر شیطانی به سرم زد:
یه تیکه از چکنویس رو پاره کردم گرفتم دستم و هِی بهش نگا میکردم و اَلکی مینوشتم رو برگه.تا مراقبه منو نگا میکرد یه جور که تابلو بشه برگه رو قایم (غایم) میکردم.آخرش مراقبه خیلی بهم شک کرد اومد گفت چی دستته؟منم خودمو زدم به موش مردگی که آقا به خدا هیچی نیست و ازین حرفا ... خلاصه همه خبردار شدنو مدیر و معاون و ناظمو همه اومدم که یعععنی حساب منو برسن ، وقتی برگه رو (به زور) ازم گرفتن دیدن سفیدهههه ........یعنی اون لحظه قیافه مراقبه دیدن داشت..
مراقب : 00
مدیر : 0:
معاون : &&
ازین برنامه ها اجرا کنید خیلی حال میده !
نمایش مطلب شماره 77112
تاریخ انتشار : خرداد 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
13399
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532423520
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532423520










