دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 77112

تاریخ انتشار : خرداد 1392

چند روز پیش امتحان هندسه داشتیم ، منم خوب خونده بودم سریع همرو نوشتم.همینجور نشسته بودم وقت بگذره یه دفه یه فکر شیطانی به سرم زد:
یه تیکه از چکنویس رو پاره کردم گرفتم دستم و هِی بهش نگا میکردم و اَلکی مینوشتم رو برگه.تا مراقبه منو نگا میکرد یه جور که تابلو بشه برگه رو قایم (غایم) میکردم.آخرش مراقبه خیلی بهم شک کرد اومد گفت چی دستته؟منم خودمو زدم به موش مردگی که آقا به خدا هیچی نیست و ازین حرفا ... خلاصه همه خبردار شدنو مدیر و معاون و ناظمو همه اومدم که یعععنی حساب منو برسن ، وقتی برگه رو (به زور) ازم گرفتن دیدن سفیدهههه ........یعنی اون لحظه قیافه مراقبه دیدن داشت..
مراقب : 00
مدیر : 0:
معاون : &&
ازین برنامه ها اجرا کنید خیلی حال میده !