تاریخ انتشار : خرداد 1392
تولدم بود پسرداییم که به زور4 سالش میشه اومده میگه میخوام واست شعر بخونم
اجازه میدی؟
گفتم بفرما پسردایی جون
شروع کرد به خوندن:
سلام سلام عزیزم
گوساله ی عزیزم
دمت سفید و آبی
پشکل نریز رو قالی!
بله! چی بگم گودزیلاس دیگه











.gif)
.gif)