من دوران ابتدایی همش وقتی سرما میخوردم پیش ی دکتر میرفتم
بعد مامانم رو از مطب دکتر بیرون میکردم و به دکتر التماس میکردم که برام آمپول ننویس,اونم گوش نمیداد برام آمپول می نوشت.
حالا ترم 4 دانشجوی رباتیک دانشگاه آزادم,هفته قبل سوار تاکسی شدم که برم دانشگاه دیدم یه آقایی اومد پیشم نشست نگاهش که کردم موهای تنم سیخ شد, دکتر کودکیام بود من مثل خر ترسیده بوده گفتم الان اگه سلام کنم جوابم 4تا آمپول بهم میده هیچی دیگه خودمو زدم ب خواب خخخخخخخخخخخ
.
.
.
فهمیدید من دانشجو هستم
آره از آمپولم میترسم تو فضولی
نمایش مطلب شماره 76743
تاریخ انتشار : خرداد 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
9018
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532419139
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532419139










