یه روز تو مدرسه یکی از رفقا سرش درد می کرد یه بسته قرص در آورد که یه دونه بخوره منم هم بسه قرص رو کش رفتم یه دونه رو برای مسخر ه بازی جدا کردم بعد همینجوری که داشتم باهاش بازی می کردم دیدم که یک خط دیگه با خط وسط اضافه بشه قرص جالبی می شه پس با مهارت تمام قرص سردرد شد قرص xبعد یکی از رفقا گفت من این رو میندازم داخل جیب معلم زبانمون تا اینو گفت بحث بالا گرفت که آقا تو نمی تونی الکی لاف نزن گفت الا و بلا من میندازم زنگ کلاس زبان این رفیق ما صندلیش رو برادشت و گذاشت بین محل عبور صندلی های ردیف اول چون همیشه معلم زبان در این ناحیه درس توضیح می داد نیم ساعتی از زنگ نگذشته بود که صدای سیلی محمی به گوشمان را نوازش داد معلم ما بعد از نواختن یک سیلی ابدار به رفیقمون می گفت بچه خجالت نمی کشی دست تو جیب من میکنی از تو انتظار نداشتم و دیگر نصیحت ها اون روز گذشت فردا صبح زود ما در راهرو مدرسه ایستاده بودیم و منتظر زنگ صبح گاه بودیم که دیدیم معلممون به سرعت به سمت رفیقمون می ره و بلند می گه بچه تو منو چی فرض کردی اگه ندادمت اخراجت کنن تو خجالت نمی کشی قرص اکس می ذاری جیب من تا این رو گفت تمام محدوده ترکید
قرص .....
معلم زبان O_O
اکادمی زبان
و نبوغ ما^_^
پس به افتخار نبوغ ما بزن لایکو
نمایش مطلب شماره 76731
تاریخ انتشار : خرداد 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
7007
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532417128
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532417128










