دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 76596

تاریخ انتشار : خرداد 1392

دوشنبه امتحان جغرافی داشتیم (آره بابا دومم البته دوم دبیرستان)منم که الحمد ولله مادرزادی جغرافی رو فوت آب بودم.رفتم سر جلسه بغل دستم یه پسره میشینه ازون خرخونا ولی نمیدونم چی شده بود که واسه اون امتحان نخونده حالا اومده بود به من زار(ذار،ضار،ظار،....)میزد میگفت جان هرکی دوس داری بهم برسون.منم تیریپ معرفت برداشتم واسش گفتم چشم داداش نوکرتم هستم و ازین چیزا...
ورقه ها رو پخش کردن سوالا هم یه ذره(زره،ضره،ظره،...)سنگین بود.این داداش گلمون هم هی با چشم و ابرو بهم علامت میداد میگفت:بده دیگه(فکر بد نکنینا،تقلبو میگف)البته جا داره اینجا بگم که این آقا پسر گل خودش ازونایی بود که به هیشکی تقلب نمیداد.(دبیرستانی میدونن این گونه از جانوران چه نژادی دارند)منم اون لحظه حس خبیث انگیز ناکیم گل کرد مراقبو صدا زدم گفتم آقا بیا اینجا وایسا این مخو منو خورد هی میگه تقلب بده.
هیچی دیگه فک کنم جغرافی رو بیفته
ههههههههههههههههههههههه
لایک = کاره بسیا خوبی کردی