دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 76064

تاریخ انتشار : خرداد 1392

همیشه یه فانتزی داشتم که تو ش یه ارتش تحت اختیارم بود که با هاش خاورمیانه میگیرم بعد معشوقم {نامرد , کصصصصصصصافططططت } میرفت با فرمانده دشمن ازدواج میکرد بعد من بد بخت افسرده میشدم با یه کتلت زنی میرفتم نصف ارتش دشمن رو میکشتم {I FUCK THAT SOLDIRERS} ولی در آخرین لحظه که فرمانده دشمن رو میکشتم معشوقم میاد و میگه :((راحت شدی!! دوست ندارم ...)) و من : O0O با همون کتلت زنی میزنم تو قلبم و ...
I DEAD ...
لایک 100 : برو با این فانتزیات
لایک 200 : هیییییییییییییییییییی هی هیی هییییی خخخخخخخ مفففففف
لاک 300 : هههههههههههه
لایک 400 : منم داشتم
لایک 500 : You Are Crazy
لایک 800 : بازم بفرست.