دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 75559

تاریخ انتشار : خرداد 1392

این اولین پستمه
یــا بسم ا...
دیشب خوابه خواب بودم
اتاقمم تاریکه تاریک فقط یه کور سویی از بیرون تو اتاق بود
چشتون روز بد نبینه یهو چشامو وا کردم دیدم گودزیلای خونمون کنار تختم نشسته زل(ذل-ظل-ضل)زده بهم چنان ترسیدم که تمام بندنم لرزید و از شدت لرزش پام محکم خورد تو پهلوش افتاد از تخت پایین D:
قلبم داشت از تو حلقم در میومد
گودزیلا هم که کپ کرده بود و یه خورده فقط یه خورده ترسیده بود در کمال خونسردی میگه چرا میییزنیییی ؟ خوب خوابم نمیااااد(با نهایت عشوه بخونین)
میگم خوابت نمیاد باید عین جن زل بزنی به من نصفه شبی .خو ادم میترسه دیگه
خدایی شما بودین نمیترسیدید؟؟
لایک= اره خدایی ما هم میترسیدیم