دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 75479

تاریخ انتشار : خرداد 1392

کی باورش میشه من یه عمل جراحی داشتم چند روز پیش (به جون خودم داشتم خیلی هم دوسش داشتم)
یه چیز شیشه مانند رفت تو ساق پای بدبختم رفتم دکتر یه امپول زد بهم بعد دکتره یه نیم دایره به شعاع 1سانت با تیغ جراحی پاره کرد و همراه با اون ماده جون منو در اورد سه تا بخیه هم خوردم قشنگ اشک توچشام جمع میشد بعد از هر بار بخیه بعدش اومد گاز استریل بزنه دید بی حسیه مونده نزده اون امپوله هم مال بعد عمل بود واسه ترمیم زخم ومن اسطوره مقاومت ایران شناخته شدم ناراحتیم اینا نیستا نه ناراحتیم اینه که بعدش مامانم میخواس بزنه منو که چرا یه اخ کوچولو هم نگفتی
خو مادر من هر کی یکی دوتا از اون کتکای شمارو میخورد تریلی هم ردمیشد از روش هیچی نمیگفت چون مرده بود زیر تریلی