دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 75459

تاریخ انتشار : خرداد 1392

آقا یه بار با دوتا از دوستام رفتیم ماهی گیری تو یه استخر طبیعی ( آبگیر پرورش ماهی ) دوستم گفت حس تور و قلاب نیست بیا من موتور برق دارم بندازیم تو آب :دی
بعد ماهم قبول کردیم و موتور برقو روشن کردیم و انداختیم و بعد از چند دقیقه یه ماهی سفید ( اصلا تابلو نبود که شمال بود ) پرید بالا ، دوستمم با دیدن ماهی حول شد و گفت آخ جون ماهی پرید تو آب که بگیرتش و برق گرفتش
قیافش : دیر دیر دیر و ماهم در حال خندیدن
من : در حال جوئیدن علفها
اون دوستم : در حال غلت ردن تو زمین
دوستم در حال برق گرفتن : :(((((
ماهی ها : ^_^
جالب اینجاست که خودش پیشنهاد برقو داده بود البته ما بعد از چند ثانیه موتور بزقو خاموش کردیما ( کاملا واقعی بود )
^_^ مِستِر جِفِرسون ^_^