دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 75409

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

ما زمان مدرسه یه معلم حسابان داشتیم اکه هر وقت می خواست امتحان بگیره میرفت چند صفحه از یه کتاب تست رو کپی می گرفت اول زنگ برگه ها رو می آورد می گذاشت روی میزش تا اخر زنگ از ما امتحان بگیره ما هم بچه های خوب با نمره های خوب خودتون که میدونید همون اول های زنگ یه برگه رو کش می رفتیم و خلاصه تمام گزینه ها تا اخر زنگ به دست می اومد و کم و زیاد بین رفقا پخش می شد بعد از گرفتن نمرات معلم ما هاج و واج می موند اخه این قدر دانش آموز درس خون یه جا ندیده بود نه خدا وکیلی خودتون دیده بودید و خداوکیلی مدیونینید فکر کنید ما دانش آموزان درس خونی نبودیما فقط ما تفاوتمون با بقیه دانش آموزا این بود که جلسه بررسی سوالات امتحان رو قبل از امتحان برگزار می کردیم خب دیگه بچه های فعالی بودیم دیگه شما هم یاد بگیرید