تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
يه برادر زاده دارم 4 سالشه داشتم نصحيتش ميكرم گفتم ياسين جان تو خيابون نرو ماشين ميزندت بعد ميميري ما ديگه ياسين نداريم
راست راست برگشته داره به من ميگه عمه جون مردن حقه امروز نشد فردا
يعني خودم مات موندم دنبال جاده افق ميگشتم همون جاده ايي كه لوك خوش شانس ميره محو ميشه











.gif)
.gif)