دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 74075

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

یکـی از فـانتـزیـام ایــنه یـه دختر داشـته باشـم …
به دخـترم پـول تو جیـبی نـدم
یـواش از پشـت سـرم بیـاد
دسـتاشـو حـلـقه کنـه دور گردنـم، موهـاشـم بـخوره تو صـورتـم
در ِ گوشـم پـچ پـچ کنـه
خـودشـو لـوس بـکـنه بگه : بابایــــی ؟ بهــم پـول مـیدی ؟
داریــم بـا بـچه هـا میـریـم بیـرون …
آ ر و م موهـاشـو بـزنـم کـنار
ماچـش کنم ،
بگم : خــودت بــرو از جــیبم وردار بابایــی ...
^_^
به خـاطر دختـرم هـم کـه شـده ، یـه روزی بابا میشـم (: