تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
رفتم یه سریال گرفتم یه هفته طول کشید تا برسم به قسمته اخر اونوقت 10 دقیقه اخر که همچی معلوم میشه نمیاد اومدم سرمو بکوبم تودیوار دیدم خیلی درد داره تصمیم اوز(عوض..) شد توراهه افق بودم که سنگینیه یه نفرو حس کردم برگشتم دیدم لوکه خوش شانسه زیره چششم کبوده پرسیدم چی شده دادا (اره بچه محلیم) بگو کودوم نامردی زده گفت با دالتونا دعوا کردم 4 به 1 زدنم گفتم واسه چی اخ











.gif)
.gif)