دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 73889

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

عاقا اون قضیه بود گذاشته بودین تو سایت خودت رو اذیت نکن بقیه رو اذیت کن آخرشم خخخخخ بودا.من یه بار منتظر بودم تا نیلوفر بیاد دیر کرد منم حوصلهم سر رفت یه نگا به کنارم کردم دیدم یه آقا کنارم واساده منم یادم افتاد به اون جمله.یه دف از دهنم پرید بیرون:آقا پولتون افتاده.مرده یه نگام کرد و گفت:چندی هست؟
_ یه تراول پنجاهی.
بچه ها مرده نه اینجور می گشتا!!!منم نتونستم جلو خودم رو بگیرم زدم زیر خنده مرده قضیه رو فهمید گذاشت دنبالم منهم اینو بی ام وه گازشو گرفتم در رفتم.وسط خیابون هم چی می دودیم که یه دف...
هیچی دیگه یه سمند که رانندش زن بود زد بهم.منم افتادم وسط خیابون.زنه اومده بالا سرم همچی گریه می کردا.گفتم:گریه نکن آبجی.
همون موقع مرده رسید بالا سرم.
من_ تو باعث مرگ من شدی.(داشتم از درد می مردم به خدا!!!)
زنه بیشتر گریه کرد.همه ملت هم جمع شدن دورمون من:آه راجو!!!
همه ملت زدن زیر خنده.گفتم:عاقا توروخدا این موبایل منو از تو جیب راست شلوارم بده.بهم داده.رفتم تو قسمت ارسال اس ام اس زنه می گه: تو رو خدا زنگ نزن به مامانت خودم می برمت دکتر.
من: نه آبجی من با داداشا و آبجیام کار دارم. همون موقع این کارم رو کردم اس ام اس که بفرستم برا4جوک که نیلوفر سر رسید و نذاشت دیگه گفت:ای خدا یعنی عرضه یه گوشه واسادنم نداری.رفتیم بیمارستان دکتره گفت:ایسون پاسون سکسته.(نوک زبونش می گرفت.)
زنه محکم زد تو پیشونیش:وای خدا حالا چی کار کنم؟
من:هیچی پامو گچ می گیریم بعد منو برسون خونمون باشه؟
بچه ها به دردش می ارزیدا ولی الان پسر عمه های پا شکسته ندیده من تینو مور و ملخ ریختن رو پام دارم از درد می میرم.دعا کنید زودی خوب شم خوب؟
تا یه پست دیه:بای بای! گود بای!