دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 73871

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

نشسته بودم پا تلویزیون...بابام اومد تو خسته و اعصابش داغون بود...
یه بوی پا احساس کردم که داشت خفم میکرد نمیدونستم مال بابامه... بلند گفتم:اه اه بازم که بوی گند پا آید همی....یهو همه ساکت شدن و خیره شدن به من...تازه فهمیدم چی کار کردم....
هیچی دیگه اون شب رو خیلی با اقتدار و شیک تو زیر زمین خوابیدم.