دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 73555

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

اقا ما یه بار مامانمون خیلی شیک و مجلسی ماهی سفید درست کرد واسه ناهار اورد گذاشت جلوی من و بابام بعدش خودش شروع کرد خوردن برنج با پنیر ... منو بابابم با چشای گرد داشتیم نگاش میکردیم و به نظرمونم یه چی مشکوک بود اینجا OLo
بعدشم من : مامان چرا ماهی نمیخوری ؟؟؟
مامان : خب نمیخورم دیگه :|
من در حال برداشتن ماهی : خب چرا ماهی نمیخوری ؟؟؟
مامان : خب نمیخورم دیگه :|
من در حال خوردن مشکوکانه ماهی : خب چرا نمیخوری دیگه ؟؟؟
مامان : خب نمیخورم دیگه :|
به نظر همه چیز مشکوک بود ولی من و بابام همه ماهی ها رو تخریب کردیم
شب دوباره کنجکاویم گل کرد دوباره پرسیدم مامان چرا ناهار ماهی نخوری اخرش ؟؟؟
مامانم با کلی شور و شعف انگار داره یه خبر غافلگیر کننده میده : اخبار چند وقت پیشا اعلام کرد فقط ماهی پرورشی بخورین ، ماهی سفید و ماهیهایی که از دریا میگیرن نخورین ، انگار دریا آلوده بوده ممکنه باعث مریضی ای مسمومیتی چیزی بشه :))))
من :|
بابام :|
سازمان حمایت از کودکان بی سرپرست :|
بابامم که جا ندارم بفرستم حمایتش کنن :|
مامانم :)
ماهی :)))