تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
تقریبا اواسط سال سوم دبیرستانم بود. زنگ تفریح خورد منم با یکی از معلما کار داشتم ...
سریع رفتم بهش برسم نره تو دفتر ولی دقیقا دم دفتر بهش رسیدم ....
آقا ما طوری دم دفتر ایستاده بودیم که کسی نمی تونست بیاد تو یا بره بیرون ....
خلاصه من غرق صحبت بودم یه دفه یکی اومد هی با انگشت میزد به پهلوهام ، سه چهار بار این کارو کرد منم فک کردم یکی از بچه هاست قاطی کردم برگشتم یه چک بخوابونم تو گوشش یهو دیدم سیبیل داره !!!
از شانس بد ما معلم ریاضی مون بود و ...
البته خیلی با جنبه بود ....











.gif)
.gif)