تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
دبستان که بودم به دونه از این گوشی پلاستیکی ها داشتم شکل گوشی اپل بود .هر وقت میرفتیم بیرون می ذاشتمش تو جیبم بعد گوشی بابا یا مامانم که زنگ می زد منم اونو برمیداشتم (که مثلا گوشی من زنگ خورده ) کلی باهاش حرف میزده تا حرف های بابا یا مامانمم تموم شه .
الان یه اپل دارم تازگی ها زنگش رو گذاشتم زنگ اون گوشی بابام.
هر دفعه زنگ میزنه کل فامیل میترکند . این فاجعه بچگیمم چند روز پیش از زنداییم پرسیدم آخه دیدم داشت منفجر میشد گفتم همراهیش کنم.











.gif)
.gif)