دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 73144

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

بچه بودم مادرم به من یاد داده بود تو خونه که تنها هستی کسی و راه نده از این حرفای امنیتی که هر کسی به بچش می گه !
یه روز عمه و عمو هام اومدن خونمون ، نزدیک 10 – 12 نفر بودن ....
من که فقط خونه بودم اونا رو راه ندادم ....
هر چی اونا و همسایه ها می گفتن وهاب اینا فامیلاتن من زیر بار نمیرفتم ....
تازه سرمو از پنجره می کردم بیرون اونا رو با سنگ میزدم ....
تا نیم ساعت بعد که مامان و بابام اومدن !
بعدش اونا رو راه دادن تو خونه ....