رفته بودم ساندویچی،سفارش دادم...داشتم به مغازه ودر دیوار نگا میکردم ی ساندویچ رو شیشه یخچال جلو مغازه زده بون(پلاستیکی بودا ولی خیلی طبیعی) سرمو بردم جلو شیشه با دقت نگاه کنم که تااااق سرم محکم خورد به شیشه،(بس که تمیز بودو محدب)حالا همون ساتی مغازه داره هم میخواسته نوشابه برداره.من اینطرف شیشه با چشمانی پر از اشک از درد،اون اونطرف شیشه با چشمانی پر از اشک از خنده...داشتیم همدیگه رو نگاه میکردیم من که اصلا به رو خوردم نیوردم و اشکمو پاک کردم وبدون ساندویچ محل رو ترک کردم و دیگه هیچوقت اونطرفا پیدام نشد.
(قابل ذکر است این خاطره برا چن سال پیش بود و یخچالهای اون زمان مث الانیا نبود که خودمون بریم نوشابه برداریم،نمیدونم میدونید منظورم چجور یخچالیه یا نه)
نمایش مطلب شماره 71830
تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
9214
بازدید دیروز: 21660
کل بازدید: 532368833
بازدید دیروز: 21660
کل بازدید: 532368833










