تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
کیا الک دو لک رو یادشونه
جایزشم خر سواری بود
هه هه
یه روز منو پسر عموم با هم الک دو لک بازی میکردیم که اخرش من بردم
اونم جر زد که نه و ازی حرفا
دعوامون شد اون با چوب منو زد منم نامردی نکردم با پاره اجر زدم تو سرش
دنیا رو خون گرفت منم فرار کردم
دو ساعت بعد اومدم امارشو در بیارم دیدم سر کوچشون با سر بانداژ شده وایستاده منتظر منه تا بازی برگشت رو انجام بدیم
همچین بچه هایی بودیم ما











.gif)
.gif)