دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 70992

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

دیشب بعد از سالها نذر و نیاز و خواهش و التماس و گدایی و بدبختی بابامون رو راضی کردیم ماشینشو بده بریم جلو رفیقامون پوز بدیم!
هیچی عصر به 5 تا از رفیقام زنگ زدم که امروز ماشین میارم و عاقا ما سوییچ انداختیم تو ماشین و روشن کردیم و رفتیم تو خیابون درجا یه پلیس همون وقت از آسمون نازل شد گفت بزن کنار و مدارک ماشینو خواست دست کردم تو داش بورد دیدم ای داد بیداد نه مدارک نه گواهینامه همراه نیست هیچی دیگه هرچی گفتم بابا سر کار خونمون همین بغله بزار سریع میرم میارم به خرجش نرفت ودوتا جریمه یکی واسه نبستن کمربندو نداشتن مدارک داد دستم!
سوار ماشین شدم و راه افتادم یهو دیدم چراغ بنزین روشن شد!به هر بد بختی خودمو به پمپ بنزین رسوندم و بعد از کلی وقت که تو صف وایساده بودم نوبتم شد یهو یادم افتاد کارت سوخت هم ندارم!هیچی دیگه 40 لیتر ازاد زدیم و اومدیم پولشو حساب بکنیم دیدیم ای داد بیداد پول هم همرامون نیست هیچی دیگه ماشینو زدم گوشه پمپ بنزین رفتم از کارت پول گرفتم اومدم حساب کردم بعد هم گورمو گم کردم خونه!
دیگه ام هیچ وقت اسم ماشین نیاوردم
لایک=اینا که نوشتی تراوشات ذهن معیوبت بود!